۱۳۹۳ مرداد ۱۷, جمعه

اطلاع به بازدید کنندگان



بازدید کننده گرامی!

متن برنامه معرفی شده در اینجا، پس از انجام تصحیحات ضروری مضمونی، املائی، دستوری و شکلی، حذف موارد کم اهمیت و یا غیرضروری، همچنین تکمیل برخی موارد، طی ماههای آینده، بعنوان انتشار سوم در این وبلاگ درج خواهد شد.

چند روز پیش از درج متن انتشار سوم "برنامه سیاسی"، متن فعلی از وبلاگ حذف خواهد شد.

اکبر تک دهقان
17 مرداد 1393- 8 اوت 2014
--------------------


۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

عدالت، آزادی- جمهوری شورایی!



طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها

برنامه سیاسی پیشنهادی به پیشروان کارگران، روشنفکران جناح چپ طبقه متوسط، و عموم آزادیخواهان

اکبر تک دهقان
انتشار اول، 8 شهریور 1385- 30 اوت 2006
انتشار دوم، 8 آذر 1388- 29 نوامبر 2009

تقدیم به مردمی که بحساب نمی آیند!

همانگونه که در موعد انتشار اول این طرح اعلام گردید، متن تاکنونی در بخشهای مختلفی، شکلی همچنین محتوایی، تکمیل شده، با انجام تصحیحات انشایی ضروری، بعنوان انتشار دوم، در اختیار علاقمندان قرار میگیرد. پیرامون برخی تغییرات با اهمیت مضمونی، در انتهای متن توضیح داده شده است. امید که تلاش به انجام رسیده، موضوع توجه و مطالعه شما، قرار گیرد.

" طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها "، به اعضاء خانواده رفقای جانباخته از سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، در روز 4 بهمن سال 1364 در مقر رادیو صدای فدایی ( روستای گاپیلون در کردستان عراق) و حوادث مربوط به آن، تقدیم میگردد.

در این روز هولناک، با بروز یک درگیری مسلحانه درونی، رفقایی در نزدیکترین رابطه سیاسی و انسانی، خون یکدیگر را بر زمین ریختند و پس از آن، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، به تجزیه و انحلال کامل، کشانده شد. بحران حاد در سازمان فدایی- اقلیت، بر زمینه شکست انقلاب بهمن، قتل عام دهها هزار نفر از مبارزین، از آن میان، اکثریت قریب به اتفاق رهبران، اعضاء و فعالین سازمان، و عدم توانائی و تمایل کمیته مرکزی محفلی و عمدتاً انتصابی، برای پاسخگویی به معضلات سیاسی و تشکیلاتی در این شرایط سخت، شکل گرفته بود.

این حادثه نابود کننده، در نتیجه شکل گیری یک دسته بندی ارتجاعی در سازمان، در یکطرف باند عباس توکل- حسین زهری( بهرام، مسئول انتصابی کمیته خارج سازمان)، و در طرف دیگر، باند مصطفی مدنی- حماد شیبانی( جناح شورای عالی)، به سازمان چریکهای فدایی خلق ایران – اقلیت، تحمیل شد. عباس توکل و مصطفی مدنی، در پی تجزیه های پس از آن در خارج از کشور، محافل جدیدی، تحت عنوان " سازمان فداییان- اقلیت"، و جریانی اکثریتی یعنی" اتحاد فداییان خلق ایران"، و حسین زهری( بهرام) با روحیاتی جنایتکارانه و عامل افراطی در زمینه سازی درگیری نیز، دسته ای باند سیاهی، سرتاپا مشکوک و تبهکارانه، تحت عنوان گمراه کننده: "سازمان چریکهای فدایی خلق ایران" را به راه انداختند.

دسته جات نامبرده بالا، از طریق عناصر دیگری در مقرات سازمان، فعالانه مورد حمایت واقع شدند، که آشکارا، هدف انحلال سازمان و زندگی در خارج، و یا روی آوری به فعالیتهای قومی را دنبال میکردند. این گروه، در انشعابات بعدی در کردستان عراق و اروپا، محافل راست شبه اکثریتی، منفعل و انحلال طلب، تحت عنوان " هسته اقلیت"( از جناح" کمیته مرکزی"، مدافع افراطی انحلال سازمان)، و جریان قومی" اتحاد فداییان کمونیست"( یدی شیشوانی از جناح شورای عالی) را تأسیس کرده، با عوامفریبی، دروغ و مظلوم نمایی، تبهکاری خود را پرده پوشی کرده، آن را به خیال خود، مشمول مرور زمان ساختند.

جانباختگان این رویداد دردناک و حوادث بعدی، پدران، مادران و بستگانی داشتند، که در منازعات ارتجاعی قدرت در یک محفل بسته، به آنان فکر نشد، و در هیچ بزرگداشت و تحلیل سیاسی نیز، از آنان یادی نشد. اما آنها، با دنیایی از شور و عشق، به حضور فرزندان و بستگان خود در صفوف فدایی افتخار نموده، در آرزوی بازگشت پیروزمندانه آنان، روز شماری میکردند. نگارنده این سطور که با برخی از رفقای جانباخته در این روز و رویدادهای مربوط به آن- در شرایط مختلف – در رابطه فعالیت سیاسی قرار داشته است، به قلب بزرگ، اعتماد و علاقه بستگان آنان به سازمان- از خانواده های زحمتکش و بعضاً بسیار محروم- و امید پرشور آنها به بازگشت فرزندان فدایی خود، درود میفرستد. از این رو، تلاش به سرانجام رسیده را- که نتیجه همه زندگی سیاسی من است- از صمیم قلب، به اعضاء خانواده رفقای جان باخته خود در این روز تلخ و حوادث مربوط به آن، به نجابت و نزاکت مردمی، به صبوری، سکوت و تحمل اندوه فروخورده، به متانت، خطا پوشی و گذشت احترام برانگیز آنان، تقدیم مینمایم.

جانباختگان درگیری روز 4 بهمن سال 1364 در روستای گاپیلون( کردستان عراق)، و حوادث مربوط به آن:

1- رفیق کیکاووس درودی( عباس کامیارانی، عباس پرولتر)، مسئول شاخه کردستان سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت. او در جناح معترضین، یعنی "شورای عالی" قرار داشت.

2- رفیق سعادت محمدی( هادی)، از مسئولین نظامی تیم پیشمرگان در شاخه کردستان، و از فعالین سابق سازمان در یاسوج در استان کهگیلویه و بویراحمد. او در جناح معترضین به جناح توکل قرار داشت.

3- رفیق کاوه، عضو سازمان در مقر رادیو صدای فدایی و از فعالین سابق سازمان در کرمانشاه.

4- رفیق اسکندر، نیروی سازمان از مقر رادیو صدای فدایی، و از فعالین سابق سازمان در لرستان.

5- رفیق حسن، نیروی سازمان از مقر رادیو صدای فدایی، و از فعالین سابق سازمان در خارج از کشور.

همچنین رفقای دیگری نیز، در پی این حادثه و در چنبره رقابتهای ارتجاعی درونی و یا حوادث تحمیلی، جان باختند:

1- رفقا جمال و فواد، از پیشمرگان فدایی در مقر رادیو صدای فدایی ( گاپیلون) و مقر شاخه کردستان ( گلاله)، که در تهاجم عناصر مسلح حزب دموکرات کردستان عراق( " پارتی" و سابقاً: قیاده موقت)، در مناطق شمال کردستان عراق، جان باختند. هر دو رفیق، پس از درگیری 4 بهمن، از پیوستن به دو جناح عامل این درگیری خودداری نموده، تلاش کردند، با اتکاء صرف به خود، از مناطق بسیار ناامن و کوهستانی شمال عراق، خارج شوند.

2- رفقا نوید ( از یاسوج) و اردشیر، از پیشمرگان فدایی که پس از درگیری 4 بهمن، از پیوستن به دو جناح عامل درگیری خودداری نموده، تلاش کردند، از عراق خارج شوند. هر دو رفیق، در مناطق کوهستانی شمال عراق، از سوی افراد مسلح حزب دموکرات کردستان عراق، مورد حمله قرار گرفته و بازداشت شده، به مأمورین رژیم اسلامی، تحویل داده میشوند. رفقا نوید و اردشیر، پس از تحمل شکنجه های طاقت فرسا، در اواخر سال 1365 و یا اوائل سال 1366، در شهر سنندج در میان فریادهای بلند خود، " زنده باد سوسیالیسم"، به جوخه اعدام سپرده شدند.

3- رفیق حسن لر، از پیشمرگان فدایی که پس از درگیری 4 بهمن، به اتحادیه میهنی کردستان عراق( یه که تی، جلال طالبانی) و سپس، به کومله ( در این تاریخ: سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) پیوست. او در سال 1365 در مقر کومله و در فضایی بشدت غیردوستانه علیه سازمان فدایی، در نهایت تنهایی و سرخورده گی ناشی از فروپاشی سازمان، با شلیک گلوله، به زندگی خود خاتمه داد.

4- رفیق مریم از اعضاء سازمان در مقر رادیو صدای فدایی در مقر گاپیلون، که به جناح" کمیته مرکزی"( توکل، زهری، هسته اقلیت) پیوست، و در اواخر سال 1365، در اعتراض به عدم برگزاری کنگره دوم سازمان از سوی مسئولین این جریان، در محل زندگی افراد این جناح در یکی از شهرهای کردستان عراق، با شلیک گلوله به زندگی خود پایان داد. اعضاء این به اصطلاح سازمان، جنازه رفیق مریم را در یک گونی پیچیده، شبانه در کنار ساختمان پزشکی قانونی شهر مذکور، رها کردند! طوری که مأمور بعثی پزشکی قانونی شهر، چند روز بعد بشدت نزد دیگران - که برای اطلاع از موضوع، به محل مراجعه کرده بودند- دست به اعتراض میزند!

5- رفقا انور و مصطفی از اعضاء کمیته کردستان جناح " شورای عالی"، که در اواسط سال 1366، در پی تلاش برای یافتن محلی بمنظور انتقال مقر این گروه( جناح مدنی، شیبانی، یدی شیشوانی)، در منطقه ای کوهستانی در کردستان عراق، مورد حمله افراد مسلح ناشناس قرار گرفته، جان باختند.

6- رفیق نیوشا فرهی از فعالین سازمان در آمریکا، که پس از درگیری 4 بهمن، به همکاری جنبی با جناح " شورای عالی" پرداخته بود، در روز 29 شهریور 1366- 20 سپتامبر 1987، از طریق خودسوزی در برابر ساختمان سازمان ملل متحد، جان باخت. دلیل مشخص اقدام رفیق، اعتراض به حضور خامنه ای جنایتکار – رئیس جمهور وقت رژیم اسلامی- برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود. انتخاب این روش اعتراض از سوی رفیق نیوشا، قبل از هر چیزی، به شرایط گسیختگی در صفوف سازمان، و تأثیر سرخورده گی بزرگ ناشی از رویداد 4 بهمن 64، مربوط است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها( انتشار دوم)

به ضمیمه:

1- جمهوری شورایی و مسائل قومی در ایران

2- سیاست اقتصادی در جمهوری شورایی ایران

خواننده علاقمند!

مطمئنناً تلاش صورت گرفته در اینجا، کامل ترین و بهترین در نوع خود نیست. اگر در مطالعه این طرح، به مواردی برخورد نمودید، که ضرورت بهبود و تکمیل آنها وجود دارد، نگارنده را از مطلع شدن از نتیجه نظر نکته بین خود، محروم نسازید. این طرح در صورت ضرورت در آینده نیز، تحت عنوان انتشار سوم، از سوی نگارنده، منتشر خواهد گشت، که میتواند تصحیحات احتمالی و پیشنهادی شما را نیز، در بر بگیرد. نشانی تماس با نگارنده:
pouyane50@yahoo.de

مقدمه و توضیحات

تجزیه و ضعف در صفوف سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، همچنین غلبه انفعال مزمن بر گرایشهای جریان انقلابی فدایی در داخل کشور، موضع گیری این نیروی اجتماعی پیشرو و سنت دار انقلابات در ایران، نسبت به تحولات سیاسی را، بسیار دشوار ساخته است. در شرایط کنونی اما، دستیابی به یک موضع واحد از سوی این طیف( در داخل کشور)، و حضور روشن سیاسی- برنامه ای در رویدادهای هر دم شتاب یابنده، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

بهترین و ساده ترین شکل بیان درخواستهای نیروی اجتماعی فدایی( در صورت وجود تشکل در صفوف آن)، طرح روشن و فرموله این مطالبات، بصورت قطعنامه هایی، در برابر کنگره شوراهای کارگری و عمومی است. در اینجا، هم موارد پراهمیتی که به لحظات سرنگونی رژیم اسلامی مربوط بوده، و هم مطالبات مردم که پس از تشکیل کنگره شوراها را شامل میگردند، جای خواهند داشت. این روش معرفی اهداف برنامه ای جریان انقلابی فدایی، لزوماً بمعنای اعلام وجود شرایط قیام مسلحانه فوری، و امکان فراخوان کنگره شوراها در این لحظه، نیست. تنظیم بحث به شکل زیر را میتوان در عین حال نوعی تلاش، برای ایجاد هماهنگی حول اهداف مشخص، میان فعالین مستقل در درون طیف انقلابی فدایی و کارگران کمونیست در داخل کشور، محسوب نمود.
---------------
توضیح:

*1- از دید این نگارنده هیچیک از گروههای کنونی در خارج، که تحت عنوان " فدایی"، به فعالیت گیاهی اشتغال دارند، در کمترین حدی قادر به جایگزینی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران( سازمان اصلی 1349-1357) نشدند. موضوع " جریان انقلابی فدایی" در این برنامه، همواره بر سازمان اصلی و تئوری و پراتیک آن در دوران انقلاب بهمن( 1349-1360)، ناظر است.
------------------------------------------

توضیحاتی در آغاز

توجه: در چاپ اینترنتی، بدلیل نوع فرمات فارسی، ترتیب نگارش و خواندن بندها، قطعنامه ها و بخشها، عکس نوع توصیف شده در اینجاست. در توزیع ورد این برنامه، توضیحات زیر، کاملاً صدق میکند.

1- شماره قبل از عنوان اصلی در بالای هر بخشی، شماره بخش مذکور تلقی میگردد. برای مثال: " بخش 1- بیانیه های پایه ای کنگره شوراها ".

شماره پس از آن و از سمت راست، شماره قطعنامه نامبرده است. برای مثال:

1-1، قطعنامه پیرامون: حق مردم ایران در داخل کشور برای تعیین سرنوشت خویش. در اینجا از راست به چپ: 1 اول، شماره قطعنامه، و 1 دوم، شماره بخش در بالا است.

2- شماره های قبل از بخشها، عناوین قطعنامه ها و بندها، از راست به چپ، خوانده میشوند. برای مثال:
1-1-1، حق مردم ایران و فعالین سیاسی مبارز در کشور ... . در اینجا از راست به چپ: 1 اول، شماره بند ذیل قطعنامه، 1 دوم شماره قطعنامه، 1 سوم شماره بخش، محسوب میگردند.

3- زیر- بندهای متعلق به یک قطعنامه و یا ذیل یک بند، که تنها با یک عدد، مشخص شده اند، در حقیقت به بخشی از اصل قطعنامه و نه بندهای مستقل و یا توضیح در آن رابطه، تعلق دارند. اما طولانی شدن یک قطعنامه، جدا سازی این اجزاء را ضروری ساخته، با یک شماره، مشخص گشته اند. نظیر موارد برشمرده در ذیل قطعنامه 1 از بخش 5 : قطعنامه پیرامون: تأیید حقانیت جنبشهای انقلابی ..."

4- فاصله دو بخش از طریق یک خط کامل ( ورد-14- درشت)، و فاصله دو قطعنامه در داخل یک بخش از طریق یک نیمه خط نقطه چین، مشخص میگردد. بین دو بند از یک قطعنامه، تنها یک فاصله آزاد قرار گرفته است.

5- ترتیب خواندن بخشها، قطعنامه ها و بندهای مرتبط به یکدیگر، بقرار زیر است. برای مثال: " قطعنامه 1 از بخش 1، اعلام کنگره شوراها، بمثابه عالیترین ارگان قدرت سیاسی ..."، و یا " بند 1، قطعنامه 2 از بخش 4، جدایی دین از دولت و سیستم آموزشی ..."

6- برای ایجاد یکنواختی در کل متن، شماره ها و ارقام، همواره بکمک اعداد و نه حروف، آورده شده اند.

7- موضوع و محتوای بندهای ذیل قطعنامه ها، بعضاً ارائه کامل مطالبات یک قطعنامه و تکمیل آن، و یا توضیح و استدلال برای مطالبه طرح شده از طریق قطعنامه را در بر میگیرد؛ از آنجا که تدوین توضیح واستدلال جداگانه برای هر قطعنامه، متن را از شکل یکدست، سلیس و قابل فهم آن خارج کرده، آن را برای خواننده معمولی، به متنی که مدام موجب گسست در مطالعه میگردد، تبدیل میساخت.
-----------------------------------------

قطعنامه های زیر از سوی فراکسیون فدایی( فراکسیون جمهوری شورایی)، به کنگره شوراها ارائه میگردند.

کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی، دموکراتیک و مباررزاتی، همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور، تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری مدافعین رژیم پهلوی و جریانات اسلامی، در درون و یا بیرون از رژیم اسلامی، ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، و توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، و موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.


فهرست بخشهای " طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراها"


1- بیانیه های پایه ای کنگره شوراها 5- 12
2- خود- آگاهی انقلاب ایران 12- 12
3- حقوق عمومی شهروندان در جمهوری شورایی ایران 12 - 15
4- شیوه برخورد به بازار دلالی اسلامی و مذهب حاکم 15- 20
5- انحلال دستگاههای سرکوب 20 - 21
6- آزادی بیان و حق آگاهی از اطلاعات و نظرات 21- 23
7- آزادی تشکل، فعالیت اتحادیه ها، انجمنها و احزاب 24 - 25
8- برابر حقوقی زنان و مردان، نهاد دموکراتیک خانواده، حقوق کودک 25- 33
9- مردم و قدرت سیاسی 33- 41
10- تأسیس یک نظام قضایی دموکراتیک 41- 42
11- مالکیت، اقتصاد، سیاست اقتصادی 42- 47
12- تأمین اجتماعی و بیمه درمانی، بهداشت و تندرستی 47- 50
13- آموزش و جوانان 50- 54
14- مطالبات کارگری 54- 63
15- شهرسازی روستاهای کشور 63- 65
16- نوسازی نظام ارتش و خدمت نظامی 65- 67
17- رفع تبعیضهای ناشی از توسعه ضد دموکراتیک سرمایه داری 68- 71
18- حفظ محیط زیست 72- 73
19- تضمین سلامت محیط سیاست 73- 77
20- سیاست خارجی کشور 77- 80

ضمائم

1- جمهوری شورایی و مسائل قومی در ایران 81- 82

2- سیاست اقتصادی در جمهوری شورایی ایران 82- 88

- تغییرات و موارد حذف شده در انتشار دوم 88- 90

برنامه سیاسی، 1- بیانیه های پایه ای کنگره شوراها



1-1، قطعنامه پیرامون: حق مردم ایران در داخل کشور ...
1-1-1، حق مردم ایران و فعالین سیاسی مبارز در کشور ...
2-1-1، حق مردم ایران و فعالین سیاسی مبارز در کشور، ...
3-1-1، حق مردم ایران در مبارزه برای سرنگونی رژیم ...
4-1-1، حق مردم ایران در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی ...
5-1-1، حق مردم ایران در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی ...
2-1، قطعنامه پیرامون: اعلام کنگره شوراها بمثابه عالی ترین...
1-2-1، کنگره شوراها، رهبری انقلاب و فرماندهی همه ...
2-2-1، قطعنامه پیرامون: تشکیل نیروی مسلح کارگری؛ ...
3-2-1، نیروهای مسلح، افراد و یا متعلق به سازمانهای ...
4-2-1، فرامین کنگره شوراها در مقطع سرنگونی رژیم ...
3-1، قطعنامه پیرامون: اعلام سرنگونی رژیم ترور اسلامی، ...
1-3-1، حق مردم ایران به مجازات همه سران و مسئولین ...
4-1، قطعنامه پیرامون: اعلام جمهوری در کشور؛ ...
5-1، قطعنامه پیرامون: تأیید حقانیت جنبشهای کارگری- ...
1- انقلاب مشروطیت و رهبران چپ و آزادیخواه آن: ...
2- مبارزات مردم در تداوم انقلاب مشروطیت، ...
3- ادامه مبارزات انقلابی در سال 1299 شمسی، ...
4- مقاومت دموکراتیک در طول دوران دیکتاتوری رضاشاه ...
5- دولت خود مختار آذربایجان( 1324- 1325)، اقدامات انقلابی ...
6- اعتصابات و مبارزات کارگران از آغاز توسعه صنعت نفت، ...
7- مبارزات و شورشهای دهقانی برای برچیدن نظام فئودالی ...
8- پایداری انقلابی افسران کمونیست، رهبران و مبارزین کارگری، ...
9- تلاشهای نخست وزیر مورد حمایت اکثریت مردم، محمد مصدق، ...
10- مبارزات سازماندهان کارگری و نسل جوان روشنفکران انقلابی ...
11- عملیات تاریخساز سیاهکل در روز 19 بهمن سال 1349 ...
12- مقاومت و مبارزات زندانیان سیاسی و بستگان آنان، علیه رژیم ...
13- مقاومت و مبارزات توده های مردم کردستان، ... در سایر استانهای ...
14- مبارزات و اعتصابات توده های کارگر و زحمتکش و سازماندهان ...
15- مبارزات و آگاهگری روشنفکران و هنرمندان مردمی و ضدسانسور، ...
16- مبارزات کارگری در مقطع توده ای شدن انقلاب بهمن؛ ...
17- مبارزات انقلابی طبقات پیشرو و دموکراتیک جامعه،...
18- مبارزات کارگری و توده ای در سالهای پس از قیام بهمن، ...
19- مقابله زنان آزادیخواه، علیه تثبیت قوانین ضد زن در آغاز استقرار ...
20- مبارزات مسلحانه شهروندان کرد و ترکمن، مقاومت شهروندان عرب، ...
21- مقاومت توده های مردم، مجاهدین، کمونیستها، آزادیخواهان، ...
22- مقاومت انقلابی مبارزین جنبش کارگری علیه تثبیت شرایط پلیسی ...
23- مقاومت و مبارزات زندانیان سیاسی، خانواده ها و بستگان آنان ...
24- مقاومت و مبارزه توده های مردم و مبارزین از سال 60 تا به امروز. ...
25- مقاومت و مبارزات نویسنده گان و هنرمندان، ...
26- مبارزات ضد فئودالی زحمتکشان مناطق جنوب کشور، ...
27- مبارزات و شورشهای بزرگ شهری در سال 1372، علیه فقر و ...
28- خیزش شجاعانه نسل جدید دانشجویان کشور، در روز 18 تیر سال ...
29- مبارزات و مقاومت زنان و دانشجویان، علیه تبعیض و ستمگری ...
30- مقاومت شهروندان مدافع سنت مذهبی بهائیت، در دفاع از حق ...
31- مبارزات و مقاومت کارگران در دور جدید قدرت گیری جنبش کارگری، ...
32- مبارزات مداوم معلمان و پرستاران، بویژه از آغاز دهه 80 شمسی، ...
33- خیزش مردم معترض و جوانان شهر اهواز علیه ترور و سرکوب مداوم ...
34- خیزش سراسری زحمتکشان و جوانان شهرهای کردستان، ...
35- مقاومت و اعتراضات مردم سیستان و بلوچستان و آذربایجان، ...
36- مبارزات کارگران شرکت واحد تهران، برای دستیابی به حق تشکل مستقل ...
37- توسل به مبارزات انقلابی از سوی مردم تهران و شهرهای مختلف کشور، ...
6-1، قطعنامه پیرامون: تجلیل و حمایت از زندانیان سیاسی سابق ...
1-6-1، ارائه امکانات وسیع مالی و قانونی، به شهروندانی ...
2-6-1، ارائه امکانات وسیع و تأمین زندگی شایسته، ...
3-6-1، تلاش حداکثر برای ادغام این بخش از شهروندان کشور ...
4-6-1، جبران خسارات مالی و بازگشت به کار همه شهروندانی ...
7-1، قطعنامه پیرامون: محکومیت دخالت مستقیم امپریالیسم آمریکا و ...
1- سرنگونی قهر آمیز یک دولت ملی، طریق لگد مال ساختن حق مردم ایران ...
2- کشتار صدها نفر از مبارزین، ...
3- غارت منابع انرژی کشور از طریق بند و بست با دربار سرسپرده پهلوی، ...
4- تبدیل ایران به بازار فروش سلاحهای کنسرنهای تخریب و آدمکشی ...
5- ستقرار دیکتاتوری پلیسی در کشور، تبعید، بازداشت، شکنجه و کشتار ...
8-1، قطعنامه پیرامون: حق مردم ایران برای تشکیل یک نهاد حقوقی ...
9-1، قطعنامه پیرامون: محکومیت سیاست قدرتهای امپریالیستی، ...
1-9-1، خواست تأسیس یک نهاد حقوقی بین المللی، برای بررسی نقش دولتها ...


1-1، قطعنامه پیرامون: حق مردم ایران در داخل کشور، برای تعیین سرنوشت خویش.

1-1-1، حق مردم ایران و فعالین سیاسی مبارز در کشور، به تصمیم گیری و رهبری مبارزات روزمره خود.

2-1-1، حق مردم ایران و فعالین سیاسی مبارز در کشور، به حفاظت از دست آوردهای مبارزات خود، در برابر تعرض دولتهای خارجی.

3-1-1، حق مردم ایران در مبارزه برای سرنگونی رژیم اسلامی، به مقابله با تحمیل یک دولت ارتجاعی بر سرنوشت کشور از نوع رژیمهای حاکم درعراق و افغانستان، و یا آلترناتیوسازی از سرسپرده گان قدرتهای غربی، نظیر اصلاح طلبان حکومتی، جمهوری خواهان دروغین، مدافعین رژیم پهلوی و جریانات اسلامی خارج از رژیم.

4-1-1، حق مردم ایران در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی و تحت رهبری کنگره شوراها، به مقابله با اقدامات احتمالی و کودتاگرانه نیروهای ارتجاعی در اپوزیسیون رژیم اسلامی، بمنظور استقرار یک رژیم سرکوبگر از سوی جریانات فوق.

5-1-1، حق مردم ایران در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی و تحت رهبری کنگره شوراها، به مقابله با تصمیمات خودسرانه و اقدامات ماجراجویانه گروههای قومی، بمنظور کشاندن کشور به سراشیب کشمکشهای داخلی.
------------------------------------------------

2-1، قطعنامه پیرامون: اعلام کنگره شوراها بمثابه عالی ترین ارگان قدرت سیاسی در کشور، در مقطع سرنگونی رژیم اسلامی.

1-2-1، کنگره شوراها، رهبری انقلاب و فرماندهی همه نیروهای مسلح را در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، و تا موعد انتخاب ارگانهای دائمی کشور، وظیفه اصلی خود قلمداد مینماید. این کنگره، تجمعات و قدرت نمایی خیابانی و یا منطقه ای احزاب سیاسی، همچنین نهادها و گروهبندیهای سیاسی در خارج از کشور را، بمثابه قدرتی فراتر از خود، برسمیت نمی شناسد.

2-2-1، قطعنامه پیرامون: تشکیل نیروی مسلح کارگری؛ در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی و به دستور کنگره شوراها، در سراسر کشور، نهاد انقلابی " نیروی مسلح کارگری"، ایجاد میگردد. کلیه کارگران صنعتی در درون و اطراف شهرهای کشور، بلافاصله با تعطیل کارخانجات، دست به تشکیل نیروی مسلح کارگری زده، در دسته های نظامی تحت مسئولیت مستقیم شورا، سندیکا و یا کمیته کارخانه، سازماندهی میگردند. واحدهای نیروی مسلح کارگری، با حضور فوری در شهرها و مراکز عمومی، دست به مقابله با غارت و تخریب اماکن مسکونی، تجاری و عمومی زده، از رواج انتقام کشی خیابانی جلوگیری نموده، دست به بازداشت عوامل رژیم اسلامی زده، مانع از اقدامات ماجراجویانه دسته جات قومی گشته، و حفظ امنیت شهرها و مناطق حساس کشور را بر عهده میگیرند. این اقدام اضطراری در لحظات تعیین کننده، باید از تکرار سرنوشت عراق در مقطع فروپاشی رژیم صدام حسین، ممانعت نماید. هرگونه کارشکنی از سوی سرمایه داران، مدیران و کارمندان، با مصادره کارخانجات، محرومیت دائمی از کسب مشاغل دولتی و لغو حق تابعیت ایرانی، پاسخ خواهد گرفت. کلیه نیروهای مسلح، افراد و یا سازمانهای سیاسی، موظف به همکاری نزدیک با نیروی مسلح کارگری میباشند.

3-2-1، نیروهای مسلح، افراد و یا متعلق به سازمانهای سیاسی در سراسر کشور، موظفند، بفوریت خود را تحت فرمان کنگره شوراها قرار داده، از انجام هر گونه اقدامات خارج از نظارت این کنگره، خودداری کنند.

4-2-1، فرامین کنگره شوراها در مقطع سرنگونی رژیم اسلامی و تا تصویب قوانین دائمی، قوانین جاری در کشور محسوب میشوند.
--------------------------------------------

3-1، قطعنامه پیرامون: اعلام سرنگونی رژیم ترور اسلامی، الغاء قانون اساسی فوق ارتجاعی آن، برچیدن همه قوانین ضد دموکراتیک اسلامی.

1-3-1، حق مردم ایران به مجازات همه سران و مسئولین سرکوب و جنایت در رژیم ترور اسلامی؛ حتی اگر این، شامل دهها هزار نفر از سرکوبگران در رژیم اسلامی گردد. بدون مجازات همه جانیان حاکم، جامعه هر دم، در خطر انفجار ناشی از فروخوردن نفرت موجود از رژیم اسلامی، و رواج انتقام کشی خیابانی گشته، خطر جنگ داخلی، کشور را تهدید خواهد کرد. از این گذشته، عدم مجازات عاملین اینهمه تبهکاری علیه مردم، دستگاه دولتی و سرمایه داران را، از امتیاز بزرگ حفظ وضع موجود برخوردار نموده، عملاً دست آوردهای مبارزات و فداکاریهای مردم ایران را، به هیچ و پوچ مبدل خواهد ساخت. ایجاد یک نظام دموکراتیک- شورایی در ایران، بدون مجازات کامل مسئولین و مجریان سرکوب، جنگ، شکنجه، قتل عامهای زندانیان سیاسی ونابودی ثروتهای کشور، بمعنای واقعی کلمه، امکانپذیر نیست.
-------------------------------------------

4-1، قطعنامه پیرامون: اعلام جمهوری در کشور؛ جمهوری شورایی ایران، یک نظام دموکراتیک- شورایی است، که بر منافع اکثریت مردم و برابر حقوقی شهروندان، صرفنطر از جنسیت، زبان، مذهب، پیشینه قومی، پیشینه فردی و موقعیت اجتماعی، متکی خواهد بود. در جمهوری شورایی ایران، قوای قانونگذاری، اجرایی و قضایی از یکدیگر مجزا گشته، به دخالت دین در دولت و نظام آموزشی، پایان داده میشود. نظام دموکراتیک- شورایی، عموم شهروندان را از حق کار، امنیت شغلی و آزادیهای عمومی، برخوردار میسازد.
-------------------------------------------

5-1، قطعنامه پیرامون: تأیید حقانیت جنبشهای کارگری- دموکراتیک در تاریخ معاصر ایران، و تجلیل از جانباختگان، فعالین و رهبران آزادیخواه مبارزات مردمی:

1- انقلاب مشروطیت و رهبران چپ و آزادیخواه آن: ستارخان، حیدر عمواغلو و دیگران، فداکاری و نقش توده های زحمتکش، و سوسیال دموکراسی انقلابی در این انقلاب.

2- مبارزات مردم در تداوم انقلاب مشروطیت، برای سرنگونی سلطنت قاجار، استقرار نظام جمهوری در کشور و برای نجات دست آوردهای بتاراج رفته انقلاب مشروطیت؛ از این میان: تأسیس جمهوری شورایی سوسیالیستی ایران( پایتخت موقت: رشت، 1299)؛ رهبران و فعالین این تلاش بزرگ، میرزا کوچک خان، حیدر عمواغلو( حیدرخان)، احسان الله خان، جعفر پیشه وری، حزب عدالت ایران و سپس، حزب کمونیست ایران(عدالت)؛ توده وسیع کارگران و دهقانان مبارز در قفقاز و گیلان، و جناح دموکراتیک از اقشار متوسط شهری در شمال کشور و آذربایجان.

3- ادامه مبارزات انقلابی در سال 1299 شمسی، برای مقابله با دیکتاتوری امپریالیستی و کسب حقوق دموکراتیک مردم، به رهبری کلنل پسیان در خراسان و محمد خیابانی در آذربایجان.

4- مقاومت دموکراتیک در طول دوران دیکتاتوری رضاخان( 1300-1320)؛ مبارزات و مقاومت کارگران متشکل در اتحادیه های کارگری؛ مبارزات حزب کمونیست ایران و گروه 53 نفر، تحت رهبری جعفر پیشه وری، تقی ارانی و رهبران اتحادیه ها.

5- دولت خود مختار آذربایجان( 1324- 1325)، اقدامات انقلابی- دموکراتیک آن، و دولت جمهوری مهاباد(1324-1325 )؛ رهبران این دو جنبش دموکراتیک، جعفر پیشه وری، قاضی محمد و صدها هزار شهروند شهری و روستایی فداکار و دخیل در این مبارزات.
6- اعتصابات و مبارزات کارگران از آغاز توسعه صنعت نفت، و برای ملی شدن این ثروت همگانی؛ مبارزات کارگری- دموکراتیک دهه 20 تا اوائل دهه 30 شمسی علیه رژیم پهلوی، علیه سلطه امپریالیستی بر منابع طبیعی کشور، بمنظور دفاع از حق مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش( استقلال).

7- مبارزات و شورشهای دهقانی برای برچیدن نظام فئودالی، و تقسیم زمین میان روستاییان زحمتکش در دهه های فوق، در سراسر کشور.

8- پایداری انقلابی افسران کمونیست، رهبران و مبارزین کارگری، دانشجویی، دهقانی و روشنفکران و هنرمندان آزادیخواه، که علیه کودتای جنایتکارانه 28 مرداد سال 1332، دست به مقاومت تا پای اخراج و تبعید، زندان و شکنجه و مرگ زدند. پایداری حسین فاطمی، وزیر امور خارجه کشور تا آخرین لحظه زندگی.

9- تلاشهای نخست وزیر مورد حمایت اکثریت مردم در شرایط فوق، محمد مصدق، برای دفاع از حکومت قانون و انتخابات دموکراتیک، حق مالکیت جامعه بر نفت، دفاع از استقلال کشور در برابر دربار خیانتکار پهلوی و امپریالیسم انگلستان.

10- مبارزات سازماندهان جنبش کارگری و نسل جوان روشنفکران انقلابی، پس از کودتای امپریالیستی 28 مرداد سال 1332، برای دفاع از دستاوردهای مبارزات گذشته، و ممانعت از سلطه کامل دیکتاتوری پلیسی در کشور.

11- مقاومت بیاد ماندنی دانشجویان دانشگاه تهران، در جریان ورود ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا به تهران، که با هدف حمایت از رژیم کودتایی محمدرضا پهلوی، و برای تضمین منافع امپریالیسم آمریکا در غارت ثروت نفت ایران، صورت گرفت. جان باختن سه دانشجوی شجاع: مصطفی بزرگ نیا، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی. روز 16 آذر، روز دانشجو، از سرچشمه های انقلاب بهمن و مبارزه برای سرنگونی رژیم سلطنتی گشت.

12- عملیات تاریخساز سیاهکل در روز 19 بهمن سال 1349، آغاز جنبش انقلابی- دموکراتیک و سرمنشاء انقلاب بهمن، برای سرنگونی رژیم سلطنتی؛ مبارزات مسلحانه از سوی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران، مبارزات و تلاشهای افراد، محافل و گروههای چپ و آزادیخواه سراسری و منطقه ای، علیه دیکتاتوری رژیم پهلوی.

13- مقاومت و مبارزات زندانیان سیاسی و بستگان آنان، علیه نظام ترور و شکنجه ساواک، در جامعه و زندانها.

14- مقاومت و مبارزات توده های مردم کردستان، حزب دموکرات کردستان ایران و محافل روشنفکران چپ در این استان، علیه دیکتاتوری در کشور؛ مبارزه برای کسب حق کاربرد و توسعه زبان مادری؛ کسب حق برابرحقوقی شهروندان در برابر نهادهای مرکزی؛ فرصتهای شغلی و اجتماعی برابر؛ حق اداره و توسعه دموکراتیک منطقه توسط توده های متشکل؛ مبارزات و مقاومت روشنفکران آزادیخواه در سایر استانهای کشور، نظیر: آذربایجان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و مناطق مشابه، برای کسب حقوق دموکراتیک فوق.

15- مبارزات و اعتصابات توده های کارگر و زحمتکش و سازماندهان تشکلها، هسته ها و نهادهای مستقل کارگری، در طول دوران کودتا تا قیام بهمن سال 1357.

16- مبارزات و آگاهگری روشنفکران و هنرمندان مردمی و ضدسانسور؛ بویژه پس از تأسیس کانون نویسنده گان ایران، در دوران سلطه رژیم پهلوی.

17- مبارزات کارگری در مقطع توده ای شدن انقلاب بهمن؛ مبارزات توده ای از پاییز سال 1356؛ قیام بزرگ مردم تبریز در بهمن 1356؛ بویژه اعتصابات بزرگ کارگران نفت در سال 57؛ مبارزات زحمتکشان حاشیه شهرها.

18- مبارزات انقلابی طبقات پیشرو و دموکراتیک جامعه، که شجاعانه، قیام مسلحانه 22 بهمن سال 57، و سرنگونی دیکتاتوری پهلوی را تحقق بخشیدند.

19- مبارزات کارگری و توده ای در سالهای پس از قیام بهمن 57، بوِیژه مبارزات و مقاومت سازماندهان شوراهای کارگری، علیه سرمایه داران و رژیم سرکوبگر اسلامی.

20- مقابله زنان آزادیخواه، علیه تثبیت قوانین ضد زن در آغاز استقرار رژیم اسلامی، و انجام راهپیمایی بزرگ 17 اسفند سال 1357 در تهران، برای حفط دستاوردهای مبارزات سالهای گذشته و جلوگیری از ادامه سلب حقوق اولیه خود در رژیم لیبرالهای غیرمذهبی، لیبرالهای اسلامی، و دستگاه مذهب فوق ارتجاعی خمینی.

21- مبارزات مسلحانه شهروندان کرد و ترکمن، مقاومت شهروندان عرب، بلوچستانی و آذربایجانی، برای حفظ دست آوردهای انقلاب بهمن؛ مبارزه علیه تحقیر و اعمال تبعیض از سوی ناسیونالیسم ارتجاعی دولت مرکزی و نیروی اجتماعی وابسته به آن، و از سوی دستگاه دولت حاکم مذهب شیعه، نسبت به اکثریت شهروندان این مناطق.

22- مقاومت توده های مردم، مجاهدین، کمونیستها، آزادیخواهان، احزاب سیاسی و مردم کردستان، برای جلوگیری از تثبیت رژیم ترور اسلامی در روز 30 خرداد سال 1360 و پس از آن.

23- مقاومت انقلابی مبارزین جنبش کارگری علیه تثبیت شرایط پلیسی در کارخانجات، و مقابله با تسلط شوراهای اسلامی در محیطهای کار.

24- مقاومت و مبارزات زندانیان سیاسی، خانواده ها و بستگان آنان از شروع کشتارهای دسته جمعی سال 1360 به بعد.

25- مقاومت و مبارزه توده های مردم و مبارزین از سال 1360 تا به امروز؛ مقاومت و استواری زندانیان سیاسی در کشتار بزرگ تابستان سال 1367.

26- مقاومت و مبارزات نویسنده گان ضدسانسور، در طول سالهای ترور فاشیستی دهه 60 تاکنون؛ علیرغم شرایط غیرقابل تحمل زندگی علنی و ترور بسیاری از شهروندان آگاه و آزادیخواه ( قتل های زنجیره ای).

27- مبارزات ضد فئودالی زحمتکشان مناطق جنوب کشور، بوِیژه پس از استقرار رژیم اسلامی، و جانباختن فعالین این جنبش دموکراتیک، الله قلی جهانگیری و همراهان او در سال 1362.

28- مبارزات و شورشهای بزرگ شهری در سال 1372، علیه فقر و سرکوب در رژیم اسلامی.

29- خیزش شجاعانه نسل جدید دانشجویان کشور، در روز 18 تیر سال 1378.

30- مبارزات و مقاومت زنان و دانشجویان، علیه تبعیض و ستمگری روزمره.

31- مقاومت شهروندان مدافع سنت مذهبی بهائیت، در دفاع از حق دموکراتیک آزادی مذهب و عقیده، کسب حقوق برابر با سایر شهروندان؛ تقدیر از جانباختگان شهروندان بهایی کشور، که بازداشت و به شیوه ای فاشیستی، تیرباران شدند.

32- مبارزات و مقاومت کارگران در دور جدید قدرت گیری جنبش کارگری، از انتهای سال 1383 و اوائل سال 1384، و تشکیل کمیته ها و نهادهای صنفی کارگری جدید.

33- مبارزات مداوم معلمان و پرستاران، بویژه از آغاز دهه 80 شمسی، برای تحقق خواستهای صنفی خود.

34- خیزش مردم معترض و جوانان شهر اهواز علیه ترور و سرکوب مداوم از سوی عوامل جنایتکار رژیم اسلامی، در سالهای 1384 و 1385.

35- خیزش سراسری زحمتکشان و جوانان شهرهای کردستان، علیه جنایات روزمره مأمورین رژیم اسلامی در این منطقه، در تیر و مرداد سال 1384.

36- مقاومت و اعتراضات مردم سیستان و بلوچستان و آذربایجان، علیه تبعیض و تحقیر، و مقابله با ارتکاب جنایات هر روزه علیه مردم بیگناه از سوی عوامل رژیم اسلامی در سال 1385.

37- مبارزات کارگران شرکت واحد تهران، برای دستیابی به حق تشکل مستقل و تحقق خواستهای صنفی خود؛ انجام اعتصاب و تلاش پیگیرانه، علیرغم صدمات بسیار و اخراجهای گسترده؛ مقاومت و مبارزات کارگران شرکت نیشکر هفت تپه و تأسیس دومین سندیکای مستقل کارگری در کشور، علیرغم سرکوب و زندانی ساختن و اخراج سازماندهنده گان این تلاش بزرگ.

38- توسل به مبارزات انقلابی از سوی مردم تهران و شهرهای مختلف کشور، پس از کودتای انتخاباتی جناح حاکم حکومت اسلامی علیه حق انتخاب مردم از خرداد 1388؛ آغاز جنبش انقلابی – دموکراتیک برای سرنگونی رژیم اسلامی.
---------------------------------------------

6-1، قطعنامه پیرامون: تجلیل و حمایت از زندانیان سیاسی سابق، و بستگان جانباختگان مبارزات مردم ایران.

1-6-1، ارائه امکانات وسیع مالی و قانونی، به شهروندانی که در اثر جانباختن عضوی از خانواده آنان در مبارزه با رژیمهای اسلامی و سلطنتی، هنوز از عوارض فردی و یا اجتماعی ناشی از آن، رنج میبرند.

2-6-1، ارائه امکانات وسیع و تأمین زندگی شایسته، برای زندانیان سیاسی سابق و بستگان نزدیک آنان، که مستقیم و غیر مستقیم، عوارض جسمی و یا روحی سرکوب و شکنجه، در رژیمهای اسلامی و سلطنتی را بهمراه دارند.

3-6-1، تلاش حداکثر برای ادغام این بخش از شهروندان کشور در زندگی شغلی و اجتماعی همگانی، متناسب با تجارب و علائق آنان، بوِیژه در دستگاههای دولتی.

4-6-1، جبران خسارات مالی و بازگشت به کار همه شهروندانی که بدلیل شرکت در مبارزات سیاسی، دفاع از آزادی مذهب و مخالفت با رژیم اسلامی، شغل خود را از دست داده اند.
--------------------------------------------

7-1، قطعنامه پیرامون: محکومیت دخالت مستقیم امپریالیسم آمریکا و امپریالیسم انگلستان در سرنگونی دولت محمد مصدق، با هدف درهم شکستن جنبش کارگری- کمونیستی ایران، الغاء حق مردم به مالکیت بر ثروت نفت و نابودی آزادیهای عمومی، در روز 28 مرداد سال 1332؛ این اقدام ضد انسانی قدرتهای امپریالیستی و رژیم سرسپرده پهلوی، نتایج وعوارض سهمگینی برای مردم ایران بدنبال آورد، که هم اکنون نیز، جامعه ایران از عواقب آن رنج میبرد.

1- سرنگونی قهرآمیز یک دولت ملی، لگد مال ساختن حق مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش و نقض آشکار استقلال کشور؛ الغاء حقوق دموکراتیک شهروندی، به شکست کشاندن مبارزات طولانی مردم، برای آزادی و عدالت اجتماعی.

2- کشتار صدها نفر از مبارزین، بویِژه پرسنل آزادیخواه ارتش، کارگران کمونیست، روشنفکران مبارز، و اعدام وزیر امور خارجه قانونی کشور، حسین فاطمی.

3- غارت منابع انرژی کشور از طریق بند و بست با دربار سرسپرده پهلوی، و تحمیل قراردادهای نابرابر به مردم ایران؛ تبدیل کشور به بازار تولیدات کنسرنهای غربی و جلوگیری از توسعه اقتصادی ایران، در جهت منافع مردم.

4- تبدیل ایران به بازار فروش سلاحهای کنسرنهای تخریب و آدمکشی امپریالیستی، و ایجاد یک قلعه نظامی- اطلاعاتی علیه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی؛ تحمیل هزینه های مالی این تبهکاری به مردم زحمتکش؛ آسیب رساندن به مناسبات صلح آمیز و دوستی میان مردم ایران؛ اتحاد شوروی و سایر ملل همسایه.

5- استقرار دیکتاتوری پلیسی در کشور، تبعید، بازداشت، شکنجه و کشتار هزاران نفر از روشنفکران انقلابی، کارگران مبارز و آزادیخواهان در دوره سلطه رژیم ساواک؛ ممانعت از هرگونه فعالیت دموکراتیک و سندیکایی در کشور؛ جلوگیری از آزادی بیان، مطبوعات، نشر و ترویج حقوق شهروندی؛ حمایت علنی از قدرت گیری نقش فوق ارتجاعی دستگاه مذهب اسلام؛ از این طریق، زمینه سازی مستقیم و در اواخر سال 1357 حتی کاملاً آگاهانه، برای استقرار رژیم فاشیستی اسلامی.
-------------------------------------------

8-1، قطعنامه پیرامون: حق مردم ایران برای تشکیل یک نهاد حقوقی بین المللی، بمنظور بررسی جنایت بزرگ کودتای 28 مرداد سال 1332؛ طرح یک کیفرخواست، و تقاضای جبران مالی، سیاسی و فردی خسارات ناشی از این تبهکاری بی سابقه، در به تباهی کشاندن زندگی چندین نسل از مردم ایران.
-------------------------------------------

9-1، قطعنامه پیرامون: محکومیت سیاست قدرتهای امپریالیستی، در حمایت از استقرار حکومت اسلامی در سال 1357، در چهارچوپ طرح ضد کمونیستی ایجاد " کمربند سبز" علیه اتحاد شوروی؛ دولتهای غربی سرنوشت دهها میلیون نفر مردم ایران را، بازیچه طرحهای سلطه گرانه خود نموده، قدرت گیری یک رژیم تروریستی در ایران را ممکن ساختند.

1-9-1، خواست تأسیس یک نهاد حقوقی بین المللی، برای بررسی نقش دولتها و کنسرنهای بزرگ غربی در استقرار و تحکیم رژیم اسلامی؛ بویژه در مقطع کنفرانس 7 کشور صنعتی در گوادالوپ در دی ماه سال 1357- ژانویه سال 1979؛ نقش این دولتها در ایجاد فضای سکوت بین المللی بنفع قتل عامهای زندانیان سیاسی، در دوره کشتارهای هولناک دهه 60 و جنگ ارتجاعی 8 ساله.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برنامه سیاسی، 2 - خود- آگاهی انقلاب ایران


1-2، قطعنامه پیرامون: معرفی ماهیت و نیروی محرکه انقلاب ایران
2-2، قطعنامه پیرامون: جایگاه تاریخی - طبقاتی انقلاب ایران

1-2، قطعنامه پیرامون: معرفی ماهیت و نیروی محرکه انقلاب ایران؛ انقلاب ایران یک انقلاب رادیکال- دموکراتیک، و بر زمینه وجود منافع مشترک میان طبقه کارگر و زحمتکشان از یکطرف، و جناح چپ طبقه متوسط ( بخشهایی از کارکنان فکری و خدمات اجتماعی، زنان و دانشجویان) از سوی دیگر، استوار است. این دو نیرو در جامعه ایران، گرایش سوسیالیسم، و جناح چپ جمهوری پارلمانی را در بر میگیرند. یک ائتلاف سیاسی پایدار در کنگره شوراها و مجلس شورای ملی، میان این دو نیروی اجتماعی بزرگ، ایجاد بیشترین امکانات سیاسی- اقتصادی را، برای بازسازی دموکراتیک- شورایی جامعه ایران، تضمین خواهد نمود.

2-2، قطعنامه پیرامون: جایگاه تاریخی- طبقاتی انقلاب ایران؛ انقلاب رادیکال- دموکراتیک، بر جایگاه تاریخی- طبقاتی خود، آگاه است. این انقلاب، سر بر آورده از خاکستر انقلاب بهمن، در پیشروترین سنتهای انقلابی در ایران و جهان، ریشه دارد. انقلاب رادیکال- دموکراتیک در مقیاس تاریخی- جهانی، در سنت انقلاب بزرگ فرانسه( 1789) و انقلاب بزرگ اکتبر(1917) قرار داشته، در مقیاس تاریخی- ملی، بر دست آوردهای انقلاب مشروطیت( 1285-1293)، جمهوری شورایی سوسیالیستی ایران( 1299)، جنبشهای کارگری- دموکراتیک مقطع سقوط رضاخان و پایان جنگ دوم( 1320- 1332) دولت خودمختار آذربایجان( 1324-1325)، و انقلاب بهمن ( 1349- 1360) استوار است. در هر یک از مقاطع و دوره های جنبشهای اجتماعی در ایران معاصر، نقش توده های زحمتکش و سازمانهای سیاسی نزدیک به آنان، مداوماً افزایش یافته، مردم با دخالتگری فعال خود، مهر یک انقلاب توده ای را بر پیشانی شرایط سیاسی متحول کوبیده، یا بر آن تأثیرات غیر قابل انکار، باقی گذارده اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برنامه سیاسی، 3- حقوق عمومی شهروندان در جمهوری شورایی ایران


1-3، قطعنامه پیرامون: حقوق عمومی شهروندان در جمهوری ...
1-1-3، حق استقلال فرد و مقاومت در برابر هر مناسباتی، که نوعی از ...
2-1-3، برابر حقوقی شهروندان در مقابل قانون، دولت، ...
3-1-3، آزادی داشتن نظر، عقیده و حق بیان آزادانه آن، ...
4-1-3، حق فعالیت سیاسی، فرهنگی، صنفی؛ ...
5-1-3، حق شرکت فردی و مستقیم در تصمیم گیریهای ...
6-1-3، حق توده های تحت ستم به توسل به یک انقلاب، ...
7-1-3، حق زندگی بدون ترس و تهدید، مصونیت ...
8-1-3، حق شهروندان به انتخاب آزادانه شریک زندگی و یا جدایی؛ ...
9-1-3، حق کودکان و نوجوانان، به زندگی و رشد در یک ...
10-1-3، مصونیت حوزه زندگی خصوصی و اطلاعات شخصی ...
11-1-3، حق کار، تندرستی و مسکن، امنیت شغلی، ...
12-1-3، حق مسافرت آزادانه؛ حق معاشرت و روابط اجتماعی ...
13-1-3، حق شهروندان به مطالعه و شناخت آزادانه مسائل، ...
14-1-3، حق مردم به اطلاع از کلیه توافقات و قراردادهای ...
15-1-3، ممنوعیت تحقیر انسانها، بدلایل وابستگی به جنسیت ...
16-1-3، ممنوعیت درج علائق سیاسی، مذهبی، زبان مادری و ویژه گیهای ...
17-1-3، حق برخورداری از محیط زیست سالم و ...
18-1-3، حق زندگی در یک جهان عادلانه و صلح آمیز، ...


1-3، قطعنامه پیرامون: حقوق عمومی شهروندان در جمهوری شورایی ایران؛ شهروندان کشور از حقوق اولیه زیر، بدون اعمال محدودیت از سوی مراکز قدرت و ثروت، داخلی و یا بین المللی، برخوردار هستند:

1-1-3، حق استقلال فرد و مقاومت در برابر هر مناسباتی، که نوعی از تبعیض، بی حقوقی و بردگی را به انسان تحمیل کند.

2-1-3، برابر حقوقی شهروندان در مقابل قانون، دولت، نظام قضایی و همه مؤسسات وابسته به دولت، نهادهای مذهبی و بخش خصوصی؛ صرفنظر از جنسیت و تمایل جنسی، تابعیت، زبان، مذهب، پیشینه قومی، تفاوت در شیوه زندگی و عادات و علائق فردی- اجتماعی؛ صرفنظر از جایگاه فرد در ساختارهای قدرت، مالکیت و مدیریت؛ ممانعت از اعمال هر گونه تبعیضی علیه مردم، بدلیل موقعیت اقتصادی فرودست آنها؛ حق مردم به استفاده از سطح کیفی یکسان خدمات اجتماعی دولتی در محیط کار، نظام آموزشی، تندرستی، مسکن، امور فرهنگی و هنری.

3-1-3، آزادی داشتن نظر، عقیده، و حق بیان آزادانه آن، پیرامون همه موضوعاتی که به فرد و جامعه مربوط میگردند. حق انتقاد از افراد، نظرات، مذاهب و مؤسسات؛ حق اعتراض به دولت و شرایط حاکم؛ عدم باور به مذهب و بی اعتنایی به سمبلهای ترور و وحشت؛ نظیر خدا و شیطان و پیغمبر؛ حق نقد خانواده و مناسبات زن و مرد، مالکیت خصوصی، نظام اقتصادی- اجتماعی حاکم، قانون اساسی و دولت؛ حق انکار تقدس تاریخ، سرزمین و کشور، و برخورد متکی بر عقلانیت و دانش در این زمینه ها.

4-1-3، حق فعالیت سیاسی، فرهنگی، صنفی؛ حق تشکل، تجمع، تحصن، اعتصاب و تظاهرات، بمنظور دستیابی به اهداف سیاسی، صنفی، اجتماعی و یا فردی و مصون از کنترل؛ حق دفاع از خود در صورت تهاجم پلیس و وابستگان دولت، به تجمعات و مبارزات سیاسی و صنفی مردم.

5-1-3، حق شرکت فردی و مستقیم در تصمیم گیریهای محیط کار، خانواده، آموزش و جامعه؛ حق رأی مستقیم، مخفی و همگانی از سن 16 سالگی برای همه شهروندان؛ مستقل از جنسیت، گرایشهای سیاسی، خانواده گی و ویژه گیهای جمعیتی( زبان، مذهب، محل و منطقه تولد یا سکونت)؛ حق دفاع از حقوق خود بمثابه اقلیت در قبال اکثریت.

6-1-3، حق توده های تحت ستم به توسل به انقلاب، و یا تعرضات موضعی علیه قدرت دولتی، که به پاسدار شرایط غیرانسانی و یا نابرابری حقوقی در جامعه، مبدل گردد. حق پیشروترین نیروها در جامعه، طبقه کارگر و زنان، بنا به نقش آنان در تولید نیازهای زندگی و تضمین بقاء نوع انسان، به برچیدن مستمر بقایای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی نظامات کهن و بازسازی مداوم شرایط اجتماعی، منطبق بر نیازهای جهان آینده؛ حق همه مردم به ایفای نقش در این پروسه، و ممانعت از ظهور محدودیت برای حقوق فردی- اجتماعی شهروندان، ناشی از تحولات ساختاری.

7-1-3، حق زندگی بدون ترس و تهدید، مصونیت از هر گونه تعرض جسمی و روحی در محیط خانواده، آموزش، کار و جامعه؛ حق زندگی در شرایط صلح و عدم شرکت در جنگ.

8-1-3، حق شهروندان به انتخاب آزادانه شریک زندگی و یا جدایی؛ حق تحصیل، انتخاب شغل، مناسبات فردی و اجتماعی، انتخاب پوشش؛ حق شهروندان به ابراز تمایل جنسی خود به همجنسان و زندگی بدون تحمل تبعیض و تحقیر با تمایل خود؛ ممنوعیت هر اقدام ناشی از باورهای سنتی و دیکتاتورمنشانه علیه شهروندان، که به موقعیت جنسی، جسمی، ظاهری و شرایط اجتماعی شهروندان مربوط گردد.

9-1-3، حق کودکان و نوجوانان، به زندگی و رشد در یک محیط خانواده گی بدون فقر و تحقیر و ترس و سرکوب.

10-1-3، مصونیت حوزه زندگی خصوصی و اطلاعات شخصی مردم، از تعرض، کنترل و شنود دستگاههای دولتی؛ مصونیت فرد از تعقیب و مراقبت بدون مجوز قانونی مشخص؛ حق شهروندان به آگاهی از اطلاعات مراجع دولتی از آنها.

11-1-3، حق کار، تندرستی و مسکن، امنیت شغلی، آموزش حرفه ای و تأمین اجتماعی؛ دسترسی به فضا و شرایط کار انسانی؛ حق تغذیه ضروری و سالم، و بهبود مداوم تواناییهای جسمی و روحی. همه شهروندان، از امکانات بیمه درمانی کامل، مستقل از موقعیت سنی و شغلی، برخوردار خواهند بود.

12-1-3، حق مسافرت آزادانه؛ حق معاشرت و روابط اجتماعی بدون محدودیت؛ ممنوعیت هر شکلی از جداسازی جنسی و یا نظیر آن؛ حق تأمین نیازهای جنسی، احساسی و عاطفی بشیوه انسانی؛ حق ابراز وجود هنری؛ حق استراحت و تفریح کافی.

13-1-3، حق شهروندان به مطالعه و شناخت آزادانه مسائل، اطلاع از امور، آگاهی و کسب خبر، پیرامون همه جنبه های زندگی سیاسی- اجتماعی؛ ممنوعیت کنترل، تفتیش عقاید و سانسور؛ حق استفاده آزادانه از مدرن ترین وسایل ارتباطی و اطلاع رسانی، بدون کنترل دولتی.

14-1-3، حق مردم به اطلاع از کلیه توافقات و قراردادهای دستگاههای دولتی با افراد، مؤسسات و دولتها؛ حق مردم به بازخواست از هر فرد، مؤسسه دولتی و یا غیر دولتی.

15-1-3، ممنوعیت تحقیر انسانها، بدلایل وابستگی به جنسیت و تمایل جنسی خاص، زبان و ملیت غیرایرانی، وابستگی به روستا و سنتهای محلی، نوع تغذیه و پوشش خاص؛ ممنوعیت تحقیر مردم بدلیل وجود آسیبهای جسمی، ذهنی، بیماری، فقر و نظایر آن؛ ممنوعیت بکارگیری عناوین تبعیض آمیز در رسانه های گروهی، کتب آموزشی و اسناد دولتی.

16-1-3، ممنوعیت درج علائق سیاسی، مذهبی، زبان مادری و ویژه گیهای جمعیتی در اسناد شناسایی رسمی؛ تعیین یک مکانیزم علمی- دموکراتیک، بمنظور جمع آوری اطلاعاتی اجتماعی از این نوع، برای هدفهای خاص پژوهشی- علمی؛ ممنوعیت هر شکلی از کاربرد این اطلاعات، در تبلیغات سیاسی احزاب و نهادهای مشابه.

17-1-3، حق برخورداری از محیط زیست سالم، و این یعنی پاکیزه گی هوا، خاک و آب، تضمین ادامه حیات طبیعی همه اشکال متنوع زندگی.

18-1-3، حق زندگی در یک جهان عادلانه و صلح آمیز، بدون سلطه گری و تجاوز نظامی؛ حق شهروندان به حفظ کره زمین و شرایط زندگی انسانها، گیاهان وحیوانات.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برنامه سیاسی، 4 - شیوه برخورد به بازار دلالی اسلامی و مذهب حاکم


1-4، قطعنامه پیرامون: اعلام انزجار از عملکرد فوق ارتجاعی ...
1-1-4، این جریان فوق ارتجاعی، نه فقط نیروی اصلی در تأسیس رژیم ...
2-4، قطعنامه پیرامون: رابطه دولت و مذهب در نظام دموکراتیک-.
1-2-4، جدایی دین از دولت و سیستم آموزشی، از محیط کار و ...
2-2-4، آزادی عدم اعتقاد و یا اعتقاد به مذهب بمثابه یک باور شخصی، ...
3-4، قطعنامه پیرامون: جایگزینی فوری تمام قوانین اسلامی ...
1-3-4، ممنوعیت حضور کودکان و جوانان کمتر از 16 سال ...
2-3-4، قطع هرگونه کمک دولتی به دسته جات مذهبی، ...
3-3-4، حذف همه مطالب، اشارات مذهبی و خرافی، از متون آموزشی ...
4-3-4، عدم به رسمیت شناسی هویت مذهبی برای افراد ...
4-4، قطعنامه پیرامون: اعلام گروههای مذهبی، بمثابه مؤسسات ...
1-4-4، تملک کلیه مسجدها، " زیارتگاهها " و مراکز آموزشی ...
2-4-4، تملک همه نهادها و مؤسسات اقتصادی- مالی متعلق ...
3-4-4، برچیدن شغل " آخوند " اسلامی برای وابستگان به مذهب حاکم، ...
5-4، قطعنامه پیرامون: الغاء عنوان مذهبی و شغل " مرجع تقلید"، ...
1-5-4، عدم دخالت عناصر وابسته به مذاهب در امور عقد و ...
2-5-4، ممنوعیت استفاده از آخوند اسلامی، برای برگزاری ...
3-5-4، غیر قانونی بودن استفاده از اصطلاحات و علائم مذهبی ...
4-5-4، حذف عناوین مذهبی از اسناد دولتی و رسانه های گروهی، ...
5-5-4، اعلام عوامفریبی مذهبی بمثابه یک جرم؛ ممنوعیت تشویق ...
6- 4، قطعنامه پیرامون: ممنوعیت انتشار و ترویج آثار ضد دموکراتیک ...
1-6-4، بررسی محتوا و شکل تبلیغات مذهبی، از سوی شورایی ...
2-6-4، تغییر کامل محتوای قرآن و سایر کتب ارتجاعی- مذهبی ...
3-6-4، الزام نماینده گان همه مذاهب به انجام رفرمهای بنیادی ...
4-6-4، در صورت رفرم کامل مذهب در محتوا و ساختارهای ...
7-4، قطعنامه پیرامون: ممنوعیت همه اشکال ارتجاعی ...
1-7-4، جایگزینی این اقدامات سرکوبگرانه و ضد دموکراتیک، ...
2-7-4، ممنوعیت تشکیل هیئتهای مذهبی عزاداری و سینه زنی، ...
3-7-4، الغاء هر گونه مراسم و اقدامات مذهبی، تحت عنوان ...
4-7-4، ممنوعیت مطلق کشاندن کودکان و نوجوانان به مراسمهای ارعاب ...
5-7-4، الغاء فوری هرگونه مقرراتی که مذهب ارتجاعی ...
6-7-4، لغو تعطیلات اسلامی و جایگزینی آنها با تعطیلات ...
7-7-4، حذف فوری همه اعلام و نامهای مذهبی برای خیابانها، ...
8-7-4، ممنوعیت بکارگیری علائم و پوشش مذهبی ...
9-7-4، انحلال فوری نظام " صدقه "، راهزنی علنی تحت عنوان جمع آوری ...
10-7-4، ادغام همه پرداختها و ارائه کمک به افراد ...
8-4، قطعنامه پیرامون: قطع هرگونه کمک مالی به دسته جات مذهبی، ...
1-8-4، حق مردم ایران به بازپس گرفتن کامل وامها ...
2-8-4، حق مردم ایران به مطالبه خساراتی نظیر بهره بانکی ...
9-4، قطعنامه پیرامون: جدایی مبداً تاریخ کشور از قدرت گیری ...
1-9-4، انطباق مبداً تاریخ کشور، با تاریخ عمومی تکامل بشری.
10-4، قطعنامه پیرامون: تأسیس خانه های شهروندان ...
1-10-4، خانه های شهروندان باید به مراکز تجمع، ...
2-10-4، این مراکز همچنین، به گسترش مناسبات دموکراتیک- شهروندی ...


1-4، قطعنامه پیرامون: اعلام انزجار از عملکرد ضد بشری طبقه سرمایه دار ایران، بویژه جناح بازار دلالی اسلامی؛ بنا بر انبوهی از شواهد غیر قابل انکار.

1-1-4، این جریان فوق ارتجاعی، نه فقط نیروی اصلی در تأسیس رژیم اسلامی، و از طریق جریانات ملی- اسلامی خود، مسئولیت تجهیز آخوندهای خون آشام به امکانات دستگاه دولتی را بعهده دارد، بلکه اعضاء آن، عامل بسیار فعال و افراطی در کشتارهای مخالفین سیاسی و شروع و ادامه جنگ ارتجاعی نیز، محسوب میگردند.

اکثریت بازاریان اسلامی، از ادامه جنگ بمدت 8 سال، کشتار یک میلیون نفر از مردم ایران و عراق، نابودی بنیه اقتصادی کشور و تحمیل فقر هولناک بر مردم حمایت نموده، انبوه انبوه سرمایه اندوختند. دلالان بزرگ بازار، بمثابه یک نیروی اجتماعی بشدت ضددموکراتیک، در کنار اصلاح طلبان امروزی، مسئولیت مستقیم آغاز ترور فاشیستی از سال 60 را در پرونده جنایات خود به ثبت رسانده اند.

بخش اعظم دستگاه آدم کشی رژیم اسلامی، نظیر قضات دادگاهها، دادستانها، شکنجه گران و بازجویان، زندانبانان، تیرخلاص زنان و تیمهای تیرباران زندانیان، جنایتکاران خیابانی موسوم به "لباس شخصی ها"، مسئولین و فرماندهان نیروهای حافظ رژیم، سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی آن، از این بازوی فاشیستی طبقه سرمایه دار و آخوندهای اجیر شده آن، تشکیل شده است. هر جنایتکاری در رژیم اسلامی، بازاری، دلال، حاجی و آقازاده، یا برخاسته از این محیط انگلی اسلامی بوده، و یا مستقیماً از طریق بازاریان بزرگ، تشویق و تغذیه مالی میشده است.

جامعه ایران قادر نیست، وجود و عملکرد این نیروی فوق ارتجاعی، پرچمدار درنده خویی بورژوازی ایران در دوره اخیر، مسلح به ضد انسانی ترین عادات دوران توحش را، تحمل کند. سیاستهای اقتصادی و فرهنگی رادیکال دموکراتیک، باید هر چه زودتر به جراحی این دمل خون و کثافت، و محیط بازتولید نکبت اسلامی- فاشیستی از جامعه ایران، منجر گردد.

غلبه روحیات بازاریان بزرگ بر فرهنگ اجتماعی روزمره، نه فقط پشتوانه اینهمه خسارت به جامعه، بلکه عامل مهمی در تهی ساختن سازمانهای سیاسی، از منش اومانیستی نسل پیشتار گذشته نیز، محسوب میگردد. این نشان میدهد، نفوذ روحیات ارتجاعی بازاریان و آخوندها در جامعه، تا چه میزان ریشه دار بوده، و تا چه حد در تضعیف ظرفیتهای مبارزاتی مردم، حتی در سازمانهای مبارز، تأثیر گذارده است.
عناصر سرکوبگر لانه کرده در محیط اپوزیسیون، حامل کاراکتری ارتجاعی و در اولین فرصت ابراز قدرت، نشان میدهند، بیشترین نزدیکی رفتاری را، به این نیروی تبهکار دارند. 
----------------------------------------------

2-4، قطعنامه پیرامون: رابطه دولت و مذهب در نظام دموکراتیک- شورایی.

1-2-4، جدایی دین از دولت و سیستم آموزشی، از محیط کار، تعلیم و تربیت در خانواده و محیط اجتماعی.

2-2-4، آزادی عدم اعتقاد و یا اعتقاد به مذهب بمثابه یک باور شخصی، و حق تبلیغات ضد مذهبی.
----------------------------------------------

3-4، قطعنامه پیرامون: جایگزینی فوری تمام قوانین اسلامی با قوانین دموکراتیک؛ با بکارگیری همه ظرفیت تخصصی- حقوقی در کشور و شهروندان مقیم خارج، این قوانین باید طی 48 ساعت پس از سرنگونی رژیم اسلامی، تغییر کرده، تا تصویب نهایی آنها، مبنای نظامات حقوقی در کشور قرار گیرند. سرعت در انجام این اقدام، از این جهت ضروری است، که فرصت را از جریانات ارتجاعی و یا غیر مسئول، برای سوء استفاده از خلاء ناشی از الغاء فوری قوانین اسلامی، سلب میکند.

1-3-4، ممنوعیت حضور کودکان و جوانان کمتر از 16 سال در مراسمهای مذهبی.

2-3-4، قطع هرگونه کمک دولتی به دسته جات مذهبی، مراسمها، اماکن تحمیق و آموزش عبودیت، بردگی و خشونت.

3-3-4، حذف همه مطالب، اشارات مذهبی و خرافی، از متون آموزشی در کشور.

4-3-4، عدم به رسمیت شناسی هویت مذهبی برای افراد در اسناد دولتی؛ از آنجا که این، نافی پایبندی فرد به حقوق شهروندی است: بنا بر تجارب انکار ناپذیر، باور حقیقی به مذهب و عمل به دستورات آن، فرد را فاقد توانایی کسب هویت شهروندی، و احترام به حقوق فردی و اجتماعی دیگران میسازد.
------------------------------------------

4-4، قطعنامه پیرامون: اعلام گروههای مذهبی، بمثابه مؤسسات انتفاعی بخش خصوصی، و لزوم تبعیت آنها از قوانین عمومی کشور؛ نظیر قوانین مالیات و دارایی، قانون کار، قوانین خانواده و کودک؛ الزام به پاسخگویی و گزارش به جامعه، علنی بودن ساختارهای اداری- آموزشی و مالی مؤسسات مذهبی؛ حق کارکنان این شرکتها به داشتن تشکلهای صنفی، نظیر سندیکا و اتحادیه.

1-4-4، تملک کلیه مسجدها، " زیارتگاهها " و مراکز آموزشی متعلق به مذهب حاکم ( شیعه)، و سپردن مالکیت آنها به نهاد شهروندی مالکیت اجتماعی؛ تعیین شیوه برخورد به آنها، بر اساس نیازهای توسعه اقتصادی- اجتماعی کشور.

2-4-4، تملک همه نهادها و مؤسسات اقتصادی- مالی ( بنیادها، کمیته ها ... ) متعلق به مذهب حاکم، توسط نهاد شهروندی مالکیت اجتماعی.

3-4-4، برچیدن شغل " آخوند " اسلامی برای وابستگان به مذهب حاکم، و انطباق آن برای مسئولین مذاهب دیگر با محتوای دروس دانشگاهی در این زمینه؛ انحلال کلیه مراکز تربیت جنایتکاران مذهب حاکم در رژیم اسلامی؛ انحلال کلیه مراکز سنتی آموزش مذهبی، و تحصیل و تدریس مذهب تنها بمثابه رشته ای دانشگاهی.
--------------------------------------------

5-4، قطعنامه پیرامون: الغاء عنوان مذهبی و شغل " مرجع تقلید"، بمثابه موقعیتی تماماً ضد دموکراتیک، بازمانده از دوران برده داری و تجسم برده سازی مجدد انسان آزاد؛ فرهنگ " تقلید مذهبی" و اطاعت از" مرجع تقلید"، یکی از پایه های فرهنگی اصلی در عقب مانده گی جامعه ایران، و از عوامل زمینه ساز در استقرار رژیم ترور اسلامی، محسوب میگردد. ممنوعیت انتشار و ترویج آثار ارتجاعی، تحت عنوان " رساله "، از سوی چنین مرتجعینی.

1-5-4، عدم دخالت عناصر وابسته به مذاهب در امور عقد و ازدواج و طلاق، و یا مسافرتهای مذهبی به کشورهای دیگر؛ انجام همه مراحل این امور، بر اساس موازین قوانین عمومی، و نظارت ومدیریت سازمانهای دولتی و خصوصی غیر مذهبی.

2-5-4، ممنوعیت استفاده از آخوند اسلامی، برای برگزاری مراسمهای مربوط به مرگ و یادبود؛ جدایی این مراسمها از موقعیت مذهب اسلام و کسب و کار نماینده گان ارتجاعی آن؛ برگزاری مراسمهای مرگ و یادبود، بمثابه یک حرفه فرهنگی- اجتماعی به رسمیت شناخته شده، و از کنترل دستگاه ارتجاعی مذهب، خارج میشود.

3-5-4، غیرقانونی بودن استفاده از اصطلاحات و علائم مذهبی در ادبیات تبلیغی، نشریات و برنامه سازمانهای سیاسی؛ ممنوعیت موضع گیریهای علنی احزاب و یا رسانه های گروهی بنفع مذاهب، و یا عوامفریبان و سلطه گران مذهبی دوره های سپری شده.

4-5-4، حذف عناوین مذهبی از اسناد دولتی و رسانه های گروهی دولتی، نظیر: آیت الله، حجت الاسلام، شیخ، طلبه، سید، حاج، حاجی، مشهدی، کربلائی و نظایر آن؛ این عناوین فاقد جوهر دموکراتیک بوده، آشکارا مروج نابرابری حقوقی، نژادپرستی و تبعیض میان مردم هستند.

5-5-4، اعلام عوامفریبی مذهبی بمثابه یک جرم؛ ممنوعیت تشویق تمایلات بدوی در انسانها، در رجوع به اشکال غیرانسانی مناسبات اجتماعی گذشته؛ ممنوعیت ترویج روحیات سرکوبگرانه و عادات لمپنی- اسلامی، از طریق رسانه های گروهی.
-------------------------------------------

6-4، قطعنامه پیرامون: ممنوعیت انتشار و ترویج آثار ضد دموکراتیک نظیر کتب مذهبی، در محتوا و شکل کنونی آنها.

1-6-4، بررسی محتوا و شکل تبلیغات مذهبی، از سوی شورایی متشکل از دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی، جهت انطباق آنها با توسعه دانش بشری، و حذف همه جنبه های خرافی و ضد دموکراتیک از چنین تبلیغاتی.

2-6-4، تغییر کامل محتوای قرآن و سایر کتب ارتجاعی- مذهبی نظیر آن، منتسب به شیوخ سلطه گر عصر بدویت؛ محتوای این کتب، باید بطور کامل با الزامات احترام به حقوق شهروندی و شرایط قرن حاضر، تطبیق داده شوند.

3-6-4، الزام نماینده گان همه مذاهب، به انجام رفرمهای بنیادی در ساختار فکری و اجتماعی مذهب در ایران؛ بدون قطعی شدن این پروسه، فعالیتهای بنگاههای وابسته به مذاهب در کشور، مجاز نخواهند بود.

4-6-4، در صورت رفرم کامل مذهب در محتوا، ساختارهای اجتماعی و کارکرد آن، حق نماینده گان نهاد های دموکراتیک انجمنهای مذهبی، به تدوین پیشنویس اولیه قوانین مربوط به صنف خود، بمنظور ارائه به پارلمان و دولت، برسمیت شناخته خواهد شد.
------------------------------------------

7-4، قطعنامه پیرامون: ممنوعیت همه اشکال ارتجاعی، سرکوبگرانه و سادیستی قدرت نمایی لمپنی- اسلامی برای ارعاب و تحقیر مردم و ارزشهای انسانی؛ نظیر مراسمهای سینه زنی، قمه زنی، تعزیه، کشتن حیوانات خارج از محیط صنعتی، بویژه در ملاء عام ( " قربانی کردن" )، نماز جماعت، برپایی " تکیه " و راه انداختن "سفره " های اسلامی.

1-7-4، جایگزینی این اقدامات سرکوبگرانه و ضد دموکراتیک، با سمینارهای اطلاعاتی، مراسمها و جشنهای عمومی و خیابانی، روابط گسترده خانواده ها، مناسبات و جشنهای انجمنها و نهادهای صنفی- اجتماعی گروههای شغلی، سنی و فرهنگی متعدد.

2-7-4، ممنوعیت تشکیل هیئتهای مذهبی عزاداری و سینه زنی، بمثابه اشکال سازمانی اولیه تأسیس رژیم ترور اسلامی در ایران( " هیئتهای مؤتلفه ").

3-7-4، الغاء هر گونه مراسم و اقدامات مذهبی، تحت عنوان مراسمهای خیابانی ماههای محرم و رمضان.

4-7-4، ممنوعیت مطلق کشاندن کودکان و نوجوانان به مراسمهای ارعاب مذهبی.

5-7-4، الغاء فوری هرگونه مقرراتی که مذهب ارتجاعی حاکم برای پوشش، خوراک و آشامیدن شهروندان وضع نموده و عمل به آنها را، در مناسبتها، روزها و یا ماههای معینی، اجباری ساخته است.

6-7-4، لغو تعطیلات اسلامی و جایگزینی آنها با تعطیلات ناشی از مناسبتهای مربوط به جامعه مدرن، ملی و بین المللی.

7-7-4، حذف فوری همه اعلام و نامهای مذهبی برای خیابانها، میادین و اماکن عمومی؛ جایگزینی آنها با عناوین مشوق کار و تلاش، فرهنگ و هنر، و همبستگی شهروندی میان مردم.

8-7-4، ممنوعیت بکارگیری علائم و پوشش مذهبی در ملاء عام برای نماینده گان مذهب حاکم؛ در عین احترام به حق شهروندان، در انتخاب پوشش دلخواه خود.

9-7-4، انحلال فوری نظام " صدقه "، و راهزنی علنی تحت عنوان جمع آوری " سهم امام" و نظایر آن؛ روش صدقه، نفی حقوق شهروند مستقل و آزاده، و تبدیل او به موجودی شایسته ترحم را بازتاب داده، با بدیهیات حقوق شهروندی، مغایرت دارد.

10-7-4، ادغام همه پرداختها و ارائه کمک به افراد، در سیستم مالیاتها و کمکهای اجتماعی همگانی؛ قطع نفوذ عناصر و دسته جات مذهبی از این امور.
------------------------------------------

8-4، قطعنامه پیرامون: قطع هرگونه کمک مالی به دسته جات مذهبی، احزاب، نهادها و رژیمهای ارتجاعی در جهان.

1-8-4، حق مردم ایران به بازپس گرفتن کامل وامها و کمکهای بلاعوض، که از سوی رژیم اسلامی و نهادهای مذهبی- اقتصادی آن، به احزاب و یا دولتهای خارجی، که به این منظور پرداخت شده است.

2-8-4، حق مردم ایران به مطالبه خساراتی نظیر بهره بانکی و یا جبران مالی صدمات مالی و جانی، ناشی از دریافت و هزینه کمکهای فوق، از سوی این گروهها و دولتها.
-------------------------------------------

9-4، قطعنامه پیرامون: جدایی مبداً تاریخ کشور از قدرت گیری محمد تاجر در مکه ( قرن هفتم میلادی)، و جنگهای تجاوزکارانه و غارتگرانه او برای تأسیس حکومت اسلامی.

1-9-4، انطباق مبداً تاریخ کشور، با تاریخ تکامل عمومی بشری؛ تقویم بین المللی و تقویم ملی، همواره در کنار یکدیگر ذکر میگردند.
-------------------------------------------

10-4، قطعنامه پیرامون: تأسیس گسترده خانه های شهروندان، در همه شهرها و روستاهای کشور؛ استفاده از امکانات دولتی، اجتماعی، مردمی و کمکهای کارشناسان و علاقمندان، در این زمینه.

1-10-4، خانه های شهروندان باید به مراکز تجمع، اظهار نظر آزاد، اطلاع از مسائل کشور و جهان مبدل شده، جایگزین نهادهای سرکوب و تحمیق، نظیر مسجدها و امامزاده های مذهبی گردند.

2-10-4، این مراکز همچنین، به گسترش مناسبات دموکراتیک- شهروندی در جامعه دامن زده، همبستگی میان مردم ایران را تحکیم ساخته، بر فضای ترس و تهدید و گریز از جمع، و بی اعتمادی ناشی از سلطه رژیمهای سرکوبگر، غلبه خواهد نمود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برنامه سیاسی، 5 - انحلال دستگاههای سرکوب



1-5، قطعنامه پیرامون: انحلال فوری ارگانهای سرکوب اسلامی،...
1-1-5، لغو همه درجات و موقعیتهای نظامی کسب شده، ...
2-1-5، اموال و داراییهای متعلق به این نهادها، تحت مسئولیت ...
3-1-5، اعلام بی اعتباری همه احکام اعدام صادر شده ...
4-1-5، اعلام بی اعتباری همه احکام بازداشت صادر ...
2-5، قطعنامه پیرامون برچیدن فوری دسته جات ...
1-2-5، تعیین موازین و مقررات حفاظت در مراکز کار، ...
3-5، قطعنامه پیرامون: انحلال ارتش رژیم اسلامی و تشکیل ارتش ...
1-3-5، لغو درجات نظامی اعطا شده در سطح فرماندهی به افسران ...
4-5، قطعنامه پیرامون: انحلال نیروی انتظامی رژیم اسلامی ...
5-5، قطعنامه پیرامون: انحلال واحدهای امنیت و اطلاعات داخلی ...
6-5، قطعنامه پیرامون: حق مردم ایران به مجازات جنایتکاران ...


1-5، قطعنامه پیرامون: انحلال فوری ارگانهای سرکوب اسلامی، نظیر سپاه پاسداران، نیروی بسیج، دادگاههای انقلاب اسلامی.

1-1-5، لغو همه درجات و موقعیتهای نظامی کسب شده، برای پرسنل شاغل در نیروهای مسلح اسلامی، و عدم محاسبه آن در دریافت حقوق دوران بازنشستگی.

2-1-5، اموال و داراییهای متعلق به این نهادها، تحت مسئولیت ارگانی منتخب کنگره شوراها و مجلس شورای ملی قرار گرفته، در اولین فرصت، به نهاد شهروندی مالکیت اجتماعی، واگذار میگردند.

3-1-5، اعلام بی اعتباری همه احکام اعدام صادر شده در رژیم ترور اسلامی، و آغاز بررسی همه موارد فوق بر اساس موازین دموکراتیک.

4-1-5، اعلام بی اعتباری همه احکام بازداشت صادر و اجرا شده بدلایل سیاسی، فرهنگی، عقیدتی، جنسی و نظایر آن از سوی ارگانهای سرکوب رژیم اسلامی، و آغاز بررسی همه موارد فوق بر اساس موازین دموکراتیک.
-------------------------------------------

2-5، قطعنامه پیرامون برچیدن فوری دسته جات سرکوب اسلامی از کارخانجات، ادارات و محلات.

1-2-5، تعیین موازین و مقررات حفاظت در مراکز کار، آموزش و سکونت، از طریق تشکلهای مستقل مردم.
-------------------------------------------

3-5، قطعنامه پیرامون: انحلال ارتش رژیم اسلامی و تشکیل ارتش ملی خلق ایران؛ داراییها و اموال ارتش رژیم اسلامی، فوراً به ارتش ملی خلق ایران، منتقل میگردند.

1-3-5، لغو درجات نظامی اعطا شده در سطح فرماندهی، بررسی تمامی موارد فوق، وعدم محاسبه آن در دریافت حقوق دوران بازنشستگی.
-------------------------------------------

4-5، قطعنامه پیرامون: انحلال نیروی انتظامی رژیم اسلامی و تشکیل نهاد امنیت شهروندان؛ داراییها و اموال نیروی انتظامی رژیم اسلامی، فوراً به نهاد امنیت شهروندان، منتقل میگردند. لغو درجات نظامی اعطا شده در کلیه سطوح، وعدم محاسبه آن در دریافت حقوق دوران بازنشستگی.
-------------------------------------------

5-5، قطعنامه پیرامون: انحلال واحدهای امنیت و اطلاعات داخلی، و تشکیل نهاد حفاظت کشور؛ داراییها و اموال واحدهای امنیت و اطلاعات داخلی، به نهاد حفاظت کشور، منتقل میگردند.
-------------------------------------------

6-5، قطعنامه پیرامون: حق مردم ایران به مجازات جنایتکاران و نقض کننده گان حقوق شهروندان، در ارگانهای سرکوب منحل شده.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ